فقط یک بار صدام کردی: اقای شهریار
ولی من بعد از اون روز هرکس صدام کرد دنبال آهنگ صدای تو می گشتم
همین قدر مطمئنم هر کسی بعد از من بهت بگه دوستت دارم دنبال رد پایی از نگاه های من می گردی
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
به تنهایی ام قسم
.
.
.
اینقدر دنیام کوچیک شده که کس دیگه ای توی اون جا نمی شه
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
این روز ها
اینگونه ام:
فرهاد واره ای که تیشه خود را گم کرده است
آغاز انهدام چنین است
اینگونه بود آغاز انقراض سلسله مردان
یاران
وقتی صدای حادثه خوابید
بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگجو که نجنگید
اما ...، شکست خورد
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
احساس می کنم از روزی که به تنهایی عادت کردم، دیگه برام غیر قابل تصوره به یک نفر بگم: دوستت دارم و برای با تو بودن حاضرم هر کاری بکنم
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری
داستان از جایی شروع شد که حدود یک هفته پیش بود که اعلام شد قیمت بنزین به یک باره زیاد می شه و منطقی ترین جواب تیم اجرایی به چرایی این عمل این بود که قیمت واقعی بنزین خیلی بالاتر بوده! همین دیشب بود که ایمیلی از طرف دانشکده بهم رسید که اتاق کار دانشجوهای دکتری باید به ترتیبی باشه که دانشکده تعیین می کنه و نه طبق علایق فردی و اگر مخالفید می تونید کلا از کتابخونه استفاده کنید!
کلا من که عادت کردم برای گرفتن حقم التماس کنم!
برچسب:
نویسنده: فاطمه جعفری